محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

498

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

درآورده عزيمت تسخير باقى [ 273 ] ممالك خراسان تصميم خواهد يافت . الحال ، در نهايت امانى و آمال خود تعقّل نماى و بديدهء تأمّل نظر عواقب امور [ و ] خواتيم آن كرده ازين دو شق كه عبارتست از صلح و جنگ ، يكى را اختيار فرماى و ازين دو امر هر كدام كه مختار عقل عاقبت انديش و مرضى طبع خردمندان عافيت كيش باشد ، اسباب آن را آماده و مهيّا ساخته داعيهء خود و قرارداد مهمّ را مصحوب ايلچى اعلام گردان تا بمقتضاى آن عمل كرده شود و السلام . و چون ايلچى عبد اللّه خان به خوارزم رسيد و حاجم خان بر مضمون نامه و پيغام اطّلاع يافت ، بعد از تقديم مراسم مهمانى ايلچى را بحضور طلبيده خاطرنشان او كرد كه اين مقدّمه بر جميع مردم عالم ، بل كافهء بنى آدم واضح ولايحست كه از به دو سلطنت سلاطين اور گنجيه ، الى يومنا هذا ، گوش اعتبار و دوش افتخار آبا و اجداد حقيقت شعار ما به حلقهء مبايعت و غاشيهء متابعت سالكان طريق سلسلهء جليله پادشاهان متعالى الشأن صفويه مشرف و مزين است و دست اعتصام بحبل المتين محبّت و مودّت اين دودمان ولايت مكان كه نازل منزله « مثل اهل بيتى كمثل سفينة نوح » است ، بغايت مبرم و متقن . الحال نامه و پيغام شما را بدرگاه عرش بارگاه عرض مينمايد و جواب باصواب نامه و پيغام شما موقوف باشارهء عليّه منتسبان آن آستان كعبه نشانست . آنچه مقتضاى رأى جهان آراى پادشاه اقليم گشاى باشد و بر طبق اين فرمان لازم الاذعان شرف نفاذ يابد ، دستور العمل ما و شما خواهد گشت . و ايلچى از شنيدن اين حكايت ، رخصت انصراف طلبيده بملازمت پادشاه خود شتافت و آنچه ديده و شنيده بود ، معروض رأى عالى گردانيد و حاجم خان بعد از رفتن ايلچى ، نامهء عبد اللّه خان را با عريضه‌اى مشتمل بر كيفيّت و چگونگى احوال خود ، مصحوب ولد امجدش محمد قلى بيگ ، كه از عنفوان طفوليت تا غايت ، در كنف رعايت و حمايت اين آستان معلى مكان پرورش ديده و تربيت يافته